گروه الفبایی

واژه‌های «پخ…»

صفحه ۱ از ۲ · ۱۲۷ واژه

پخمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخ زدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخ‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخ‌ کردن لبه چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخپخومعنی و ترجمه انگلیسی ←پختمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخت - دست -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخت نانواییمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخت و پزمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخت و پز کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختکمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختکابمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن - اهسته -معنی و ترجمه انگلیسی ←پختن - درکوره -معنی و ترجمه انگلیسی ←پختن - راگو -معنی و ترجمه انگلیسی ←پختن - نیمه -معنی و ترجمه انگلیسی ←پختن‌ اجر و سفال در کورهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن با بخارمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن با کباب پزمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن‌ خوراک تند و پرادویهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن در شکرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن در کورهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن‌ گوشت روی تختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختن ماهی روی تختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پختهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته - افتاب -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخته - خوب -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخته - غذای -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخته - نیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخته روی‌ کباب پزمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شده - دوباره -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شده در دیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شده در دیگمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شده در سس - لوبیای -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شده در شکرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شده در شیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته شده در قوطیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخته کردن - نیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←پختیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخج‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخسانمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخشمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش - تاخیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ اخبارمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ اذین‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش بخارجمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش برنامه‌ ضبط شده‌ از رادیو یا تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش پذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش پولمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش تلویزیونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش حالت جامدمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش درنگمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش رقم نقلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش رگه معدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش رنگ با انگشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش زنگوله‌ ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش سود سهاممعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شدن‌ از تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شدن‌ از یک نقطه در جهت های مختلفمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شدن توسط تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شده - خطای -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شده توسط‌ کلیه‌ ایستگاه های بنگاه پراکنشمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش شونده در درونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش صفحه موسیقی‌ از رادیو یا تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کتاب و فیلممعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کردن - باز -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کردن - تکراری -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کردن - تلویزیونی -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کردن - خیلی -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن (2)معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن‌ از تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن‌ امواج رادیوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن توسط تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن توسط رادیو و تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن روی چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن سهمیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن عقایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن‌ کتاب و فیلممعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن مجدد از رادیو و تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن میان چند چیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کردن میان چند نفرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کن - صدقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کننده - بخارج -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کننده‌ الکترون هامعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ کننده تلویزیونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش کننده شایعات افتضاح امیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش‌ گرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش مجددمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش مجدد از رادیو و تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش و انتشار موجودات - طرز -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخش و پلامعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش و پلا شدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش و پلا شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش و پلا کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش و پلاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش و سخن پراکنی به وسیله رادیومعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش همزمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخش هنجاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخشان - اب -معنی و ترجمه انگلیسی ←پخشاندن روی سطحمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخششمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخششیمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخشگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخشیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←پخشیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←