فرهنگ آریان‌پور

پخش کننده

#۴۳٬۵۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

distributary

پخش کننده، توزیعى، انشعابى، شعبه رود

۲

spreader

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن spread