فرهنگ آریانپور
پخ
#۴۳٬۴۲۵
bezel
هنجار، گودى، نگین دان، پخ
oblate
پهن شده در قطبین، پخت
cant
اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته، زبان دزدها و کولى ها، طرزصحبت، زبان ویژه، مناجات، گوشه دار، وارونه کردن، ناگهان چرخانیدن یا چرخیدن، باناله سخن گفتن، بالهجه مخصوصى صحبت کردن، خبرچینى کردن، آواز خواندن، مناجات کردن
shit
(past: shitted, shat ; past participle: shitted, shat) ـ ریدن، گه، ان، عن
bevel
(oblique =) ـ گونیا، سطح اریب اریب کردن، اریب وار بریدن یا تراشیدن، رنده کردن
facet
صورت کوچک، سطوح کوچک جواهر و سنگ هاى قیمتى، تراش، شکل، منظر، بند، مفصل