فرهنگ آریان‌پور

پخ

#۴۳٬۴۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bezel

هنجار، گودى، نگین دان، پخ

۲

oblate

پهن شده در قطبین، پخت

۳

cant

اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته، زبان دزدها و کولى ها، طرزصحبت، زبان ویژه، مناجات، گوشه دار، وارونه کردن، ناگهان چرخانیدن یا چرخیدن، باناله سخن گفتن، بالهجه مخصوصى صحبت کردن، خبرچینى کردن، آواز خواندن، مناجات کردن

۴

shit

(past: shitted, shat ; past participle: shitted, shat) ـ ریدن، گه، ان، عن

۵

bevel

(oblique =) ـ گونیا، سطح اریب اریب کردن، اریب وار بریدن یا تراشیدن، رنده کردن

۶

facet

صورت کوچک، سطوح کوچک جواهر و سنگ هاى قیمتى، تراش، شکل، منظر، بند، مفصل