نسخهٔ نخست در راه است؛ هر روز چند واژهٔ تازه

فرهنگ واژه‌های زنده

هر واژه،
یک جهان.

معنی، ریشه و آهنگ واژه‌های فارسی را در یک فرهنگ ساده، دقیق و دوست‌داشتنی پیدا کنید.

پیشنهاد:
واژهٔ برگزیده۰۱ / ۰۸

پژواک

/pezhvāk/

اسم

بازگشت و تکرار صدا پس از برخورد با مانع؛ بازتابِ آواز یا بانگ.

«پژواکِ آوازش در دره پیچید.»
ریشه
فارسی میانه
هم‌معنی
بازتاب، انعکاس، اکو
اندیشهآزادیآرامشرویالبخندفردا

خانم آژیده یه دونه ای

یک واژه برای امروز

واژهٔ روز،
برای ماندن.

گاهی یک واژه کافی‌ست تا با دقت بیشتری به جهان نگاه کنیم.

سه‌شنبه · ۲۷ مرداد
آرامش
ārāmesh

حالتی از آسودگی و نبودِ آشفتگی؛ سکونی که از درون آغاز می‌شود.

۰۱

ساده و روشن

تعریف‌های دقیق، کوتاه و قابل‌فهم؛ بدون پیچیدگی‌های غیرضروری.

۰۲

ریشه و روایت

هر واژه گذشته‌ای دارد. رد آن را در زبان و زمان دنبال می‌کنیم.

۰۳

همراه همیشگی

روی موبایل و رایانه، سریع و سبک؛ برای هر لحظهٔ کنجکاوی.

persianwords.com

فارسی را
دوباره کشف کن.

جست‌وجوی نخستین واژه