فرهنگ آریانپور
پخش کردن
#۴۳٬۵۰۲
effuse
بیرون ریختن از، ریختن (خون) پاشیدن، پخش کردن، پراکنده و متفرق
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
diffuse
منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن
distribute
توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، تعمیم دادن
deliver
آزاد کردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق و غیره)، رستگار کردن
dispense
توزیع کردن، معاف کردن، بخشیدن، باطل کردن
disperse
پراکنده کردن، متفرق کردن، متفرق ساختن
circulate
بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن
dissipate
پراکندگى کردن، از هم پاشیدن، اسراف کردن