فرهنگ آریان‌پور

پخش‌ کردن

#۴۳٬۵۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

effuse

بیرون ریختن از، ریختن (خون) پاشیدن، پخش کردن، پراکنده و متفرق

۲

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۳

diffuse

منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن

۴

distribute

توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، تعمیم دادن

۵

deliver

آزاد کردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق و غیره)، رستگار کردن

۶

dispense

توزیع کردن، معاف کردن، بخشیدن، باطل کردن

۷

disperse

پراکنده کردن، متفرق کردن، متفرق ساختن

۸

circulate

بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن

۹

dissipate

پراکندگى کردن، از هم پاشیدن، اسراف کردن