فرهنگ آریان‌پور

پخش‌ کردن (2)

#۴۳٬۵۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

transmit

فرا فرستادن، پراکندن، انتقال دادن، رساندن، عبور دادن، سرایت کردن، مخابره کردن، فرستادن رادیو و تلویزیون‌

۲

broadcast

(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى