پخش
#۴۳٬۴۷۲
allotment
پخش، تقسیم، تخصیص، سرنوشت، تقدیر، سهم، جیره، تسهیم
diffusion
پخش، پخش شدگى، ریزش، افاضه، (مجازى) انتشار
effluence
پخش، انتشار
propagation
پخش، ترویج، گسترش، تکثیر، تبلیغ، انتشار، رواج، پراکنى
dispensation
پخش، توزیع، تقسیم، اعطا، تقدیر، وضع احکام دینى در هر دوره و عصر، عدم شمول
far flung
پخش، پراکنده، پرت و دور افتاده
release
رها کردن، رهتیى، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن، رهایى، آزادى، استخلاص، بخشش
diffuse
منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن
broadcast
(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى
prevalence
شیوع، پخش، نفوذ، تفوق، درجه شیوع، رواج
distribution
توزیع، پخش
dissemination
پاشیدگى، انتشار، پخش
broad
به طور وسیع، عموماً، با بسط معنى
emission
صدور، نشر، انتشار سهام دولتى و اوراق قرضه و اسکناس، بیرون دادن، خروج، (پزشکى) دفع مایعات
delivery
تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم
circulation
گردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژ