فرهنگ آریان‌پور

پخ‌ کردن

#۴۳٬۴۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bevel

(oblique =) ـ گونیا، سطح اریب اریب کردن، اریب وار بریدن یا تراشیدن، رنده کردن

۲

countersink

(past: countersank ; past participle: countersunk) ـ خزینه مخروطى کردن، خزینه دار کردن، خزانه نمودن، کلاهک دار کردن