فرهنگ آریان‌پور

پخته - نیم -

#۴۳٬۴۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rare

نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته

۲

sodden

جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن

۳

half baked

نیم پخته، (مجازى) ناپخته، ناقص، خل، بى تجربه، خام