فرهنگ آریانپور
پخش و پلا شدن
#۴۳٬۵۳۴
sprawl
پهن نشستن، گشاد نشستن، هرزه روئیدن، بى پروا دراز کشیدن یا نشستن، به طور غیرمنظم پخش شدن، پراکندگى
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
scatter
پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن
disperse
پراکنده کردن، متفرق کردن، متفرق ساختن
straggle
متفرق شدن، هرزه روئیدن، سرگردان بودن، سرگردان، آواره