فرهنگ آریان‌پور

پخش و پلا شدن

#۴۳٬۵۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

sprawl

پهن نشستن، گشاد نشستن، هرزه روئیدن، بى پروا دراز کشیدن یا نشستن، به طور غیرمنظم پخش شدن، پراکندگى

۲

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۳

scatter

پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن

۴

disperse

پراکنده کردن، متفرق کردن، متفرق ساختن

۵

straggle

متفرق شدن، هرزه روئیدن، سرگردان بودن، سرگردان، آواره