واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ل←لکگروه الفباییواژههای «لک…»صفحه ۱ از ۱ · ۱۱۶ واژهلکمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک - لک -معنی و ترجمه انگلیسی ←لک ابزی نقاط گرم - لک -معنی و ترجمه انگلیسی ←لک افتادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک افریقایی - لک -معنی و ترجمه انگلیسی ←لک انداختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک بزرگمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک بزرگ هندی و - لک -معنی و ترجمه انگلیسی ←لک پوست بدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک دار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک داریمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک رفتن - تو -معنی و ترجمه انگلیسی ←لک رفتن اسبمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک روندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک زدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک سرخ و مادرزادی پوستمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک سفید روی چشممعنی و ترجمه انگلیسی ←لک شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک صورتمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک قرنیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک کردن با ترشحمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک کردن پوستمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک گرمسیری - لک -معنی و ترجمه انگلیسی ←لک لکمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک لک - پر -معنی و ترجمه انگلیسی ←لک لک ابزی نقاط گرم و معتدل امریکامعنی و ترجمه انگلیسی ←لک لک افریقاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک لک بزرگ هندی و افریقاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک لک کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک لک کنان حرکت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لک لک گرمسیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکالکمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکالک کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکترنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکدارمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنتمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنت پیدا کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنت داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنت زبانمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنت زبان پیدا کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنت زبان داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنتاورمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنتومعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکنتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکوموتیو - دودکش -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکوموتیوها و واگن هارمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه - بی -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه - لکه -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه انداختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه ای که شبیه چشم استمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه بدنامیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه برامده و قرمز رنگ مادرزادی در بدن شخصمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه بزرگمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه پذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه پوستیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه جوهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه جوهر یا مرکبمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه چرب ولیز در سطح جادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه چربیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه خورشیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه خورشیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه خونمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار شدن خاطرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار شدن شهرتمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار شدنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار شده - دوده -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن - سیاه -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن با مایع غلیظ و چسبناکمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن خاطرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن زیبایی چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن شهرتمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن کمال چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن یا شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کردن یاشدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار نشدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دار یا بدنام کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دارشدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه دارکردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه رفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه روی ابمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه روی خورشیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه سفید کم رنگ بر پیشانی جانورمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه کثیفمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه کردن - لکه -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه گیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه لکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه لکه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه لکه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه مادرزادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه مرکبمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه مگس کردن - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه نفت شناور روی اب دریامعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه ننگمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه نورتند رومعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه های خونریزی زیر پوستمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه های زرد غیر - وجود -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه های سرخ بدن که نشانه سیفیلیس استمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه هایی که با - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←لکه ی بدنامیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه ی مادرزادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه ی ننگمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه یا خال میوهمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه یا نقطه سیاه در میدان دیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←لکه یاخطی که در اثر تاشدن کاغذ دوتایی چاپ شده باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←صفحه قبل۱ / ۱صفحه بعد