فرهنگ آریان‌پور

لک

#۱۷۴٬۳۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

speck

لک، نقطه، خال، لکه یا خال میوه، ذره، لکه دار کردن، خالدار کردن

۲

stain

لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى

۳

blot

لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى

۴

gaum

(smear , smudge =) ـ لکه، لک، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن

۵

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۶

smut

دوده، سخن زشت، رنگ سیاه، لکه، هزل، تصاویر و داستان هاى خارج از اخلاق، سیاه و لکه دار کردن، زنگ زدن

۷

smudge

لکه، لک، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن

۸

speckle

نقطه، لکه کوچک، خال، رنگ، نوع، قسم، نقطه نقطه یا خال خال کردن

۹

splotch

ریزش یا پاشیدن (لجن یاکثافت و غیره)، لکه، نقطه، وصله، که، لکه لکه کردن stigma

۱۰

fleck

رگه رگه کردن، خط خط کردن، نقطه نقطه کردن، نقطه، خال، رگه، راه راه، برفک

۱۱

splash

شتک، صداى ترشح، چلپ چلوپ، صداى ریزش، ترشح کردن، چلپ چلوپ کردن، ریختن (با صداى ترشح)، داراى ترشح، داراى صداى چلب چلوپ

۱۲

discoloration

بى رنگى، رنگ رفتگى