فرهنگ آریان‌پور

لک لک کردن

#۱۷۴٬۴۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر

۲

plod

آهسته و محکم حرکت کردن، صداى پا، زحمت کشیدن، با زحمت کارى را انجام دادن

۳

fleck

رگه رگه کردن، خط خط کردن، نقطه نقطه کردن، نقطه، خال، رگه، راه راه، برفک

۴

bedaub

آلودن، ملوث کردن، اندودن، رنگ کردن

۵

sputter

تند و مغشوش سخن گفتن، با خشم سخن گفتن، تف پراندن، با خشم ادا کردن، بیرون انداختن