فرهنگ آریانپور
لک لک کردن
#۱۷۴٬۴۰۲
lag
کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر
plod
آهسته و محکم حرکت کردن، صداى پا، زحمت کشیدن، با زحمت کارى را انجام دادن
fleck
رگه رگه کردن، خط خط کردن، نقطه نقطه کردن، نقطه، خال، رگه، راه راه، برفک
bedaub
آلودن، ملوث کردن، اندودن، رنگ کردن
sputter
تند و مغشوش سخن گفتن، با خشم سخن گفتن، تف پراندن، با خشم ادا کردن، بیرون انداختن