فرهنگ آریان‌پور

لکنت داشتن

#۱۷۴٬۴۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

stutter

لکنت داشتن، بالکنت حرف زدن، لکنت

۲

fribble

بیهودگى، کار بیهوده، آدم سبک، یاوه گویى کردن، لکنت داشتن، ور رفتن

۳

stumble

لغزیدن، سکندرى خوردن، سهو کردن، تلوتلو خوردن، لکنت داشتن، اتفاقا برخوردن به

۴

lisp

نوک زبانى صحبت کردن، شل و سر زبانى تلفظ کردن، شلى زبان

۵

falter

گیر کردن، لکنت زبان پیدا کردن، با شبهه و تردید سخن گفتن، تزلزل یا لغزش پیدا کردن

۶

stammer

لکنت پیدا کردن، گیر کردن (زبان)، لکنت، من من کردن

۷

hesitate

تامل کردن، مردد بودن، بى میل بودن