واژههای فارسی←لک لک کنان حرکت کردنفرهنگ آریانپورلک لک کنان حرکت کردن#۱۷۴٬۴۰۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sputterتند و مغشوش سخن گفتن، با خشم سخن گفتن، تف پراندن، با خشم ادا کردن، بیرون انداختنواژههای نزدیک در الفبالک ابزی نقاط گرم - لک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلک افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلک افریقایی - لک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلک انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلک بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلک بزرگ هندی و - لک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر