فرهنگ آریانپور
لکه دار
#۱۷۴٬۴۳۷
maculate
لکه دار کردن، آلودن، بى عفت کردن، لکه دار
mottle
خالدار، لکه دار، لکه لکه، ابرى، رگه رگه، با خال هاى رنگارنگ نشان گذاردن، لکه دار کردن
smeary
آغشته، آلوده، چرک، چرب، چسبناک، کثیف، لکه دار
speckled
خال دار، لکه دار، لک دار blotchy
splotchy
لکه لکه، خال خال
stigmatic
(stigmatist =) ـ در معرض تهمت، ننگین، بدنام، معیوب