فرهنگ آریان‌پور

لکه دار

#۱۷۴٬۴۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

maculate

لکه دار کردن، آلودن، بى عفت کردن، لکه دار

۲

mottle

خالدار، لکه دار، لکه لکه، ابرى، رگه رگه، با خال هاى رنگارنگ نشان گذاردن، لکه دار کردن

۳

smeary

آغشته، آلوده، چرک، چرب، چسبناک، کثیف، لکه دار

۴

speckled

خال دار، لکه دار، لک دار blotchy

۵

splotchy

لکه لکه، خال خال

۶

stigmatic

(stigmatist =) ـ در معرض تهمت، ننگین، بدنام، معیوب