فرهنگ آریان‌پور

لک کردن

#۱۷۴٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

blur

لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن

۲

gaum

(smear , smudge =) ـ لکه، لک، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن

۳

mackle

لکه یاخطى که در اثر تاشدن کاغذ دوتایى چاپ شده باشد، دوتایى چاپ شدن، لک کردن، لکه

۴

smudge

لکه، لک، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن

۵

slubber

لجن، کثافت، نخ نیم تاب، سرهم بندى کردن، کثیف کردن، لک کردن

۶

blot

لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى

۷

stain

لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى

۸

splotch

ریزش یا پاشیدن (لجن یاکثافت و غیره)، لکه، نقطه، وصله، که، لکه لکه کردن