فرهنگ آریان‌پور

لکنت

#۱۷۴٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stammer

لکنت پیدا کردن، گیر کردن (زبان)، لکنت، من من کردن

۲

stutter

لکنت داشتن، بالکنت حرف زدن، لکنت

۳

stumble

لغزیدن، سکندرى خوردن، سهو کردن، تلوتلو خوردن، لکنت داشتن، اتفاقا برخوردن به

۴

lisp

نوک زبانى صحبت کردن، شل و سر زبانى تلفظ کردن، شلى زبان

۵

impediment

مانع، عایق، رادع، محظور، اشکال، گیر