واژههای فارسی←لکه دار کردن با مایع غلیظ و چسبناکفرهنگ آریانپورلکه دار کردن با مایع غلیظ و چسبناک#۱۷۴٬۴۴۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blobقطره (چسبناک)، لکه، گلوله، حباب، مالیدن، لک انداختنواژههای نزدیک در الفبالکنت زبان پیدا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلکنت زبان داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلکنتاورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلکنتومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلکنتهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلکنتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر