واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ا←اتگروه الفباییواژههای «ات…»صفحه ۴ از ۶ · ۷۰۸ واژهاتش کور سوزمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش گاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش گلوله متقابلمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش گیرانکمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش گیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش گیری خود به خودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش متقاطعمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش مخابرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش مرده سوزانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش مزاجمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش ملایم پختن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش مندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش منقل یا اجاقمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانی - شیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانی - ماشین -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانی - مامور -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانی ایستگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانی جنگل - مامور -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتش نشانی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش و فلز کاری - خدای -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتش همبرمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتش همزن - اسباب -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشبارمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشبار توپخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشبار متقاطعمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشباریمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشبازی - فن -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشبازی جرقه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشبازی چرخنده - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشبازی که شکل ستاره - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشپارهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشخانمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشخانه کشتی - اتاق -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشخانه موتورهای بنزینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشدانمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشدان موتورهای بنزینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشزامعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشزا - بمب -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشزنهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشانمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشان شناس - دانشمند -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشان شناسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشان شناسی - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشان شناسی (2)معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشان مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشانی - جوش -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشانی - حالت -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشانی - خاکستر -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشفشانی - صخره -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشکمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشک - زخم -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشکافتمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشکدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشگیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشگیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشگیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشه - دو -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشه کردن - دو -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی - سلول -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی - مرض -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی - مرغ -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی - یاقوت -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی که پاسدار یا نگهبان روشن می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی مزاجمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشی مزاجیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتشینمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصاد سیاسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصافمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصالمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - بی -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - پایانه -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - تفرق -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - خط -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - سطح -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - عدم -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - محل -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - نشان -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - نقطه -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - نوار -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال - وسیله -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال ابشاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال بادبان به نوک - طناب -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال بازمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال برقمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال پای حشرات به - محل -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال چرخشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال دنباله ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال دو خط اهن - محل -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال زمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال ستاره ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال سنجاقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال کام و زبانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال کرویمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال کوتاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال مادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال معمولاً بازمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال معمولاً بستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال موازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال میل لنگ - محل -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال و پیوستگی غیر طبیعی سطوح در اماسمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به اروارهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال واگن - میله -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال یا تعویض واگنها - محل -معنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال یا تلاقی دو نهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصال یکطرفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اتصالات - تابلوی -معنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۴ / ۶صفحه بعد ←