فرهنگ آریانپور
اتشدان
#۱٬۷۸۳
fire box
اتشدان
hearth
اجاق، آتشدان، کف منقل، (مجازى) منزل، سکوى اجاق، کوره کشتى
firebox
مجمر، آتشدان، منقل
warming pan
منقل، آتشدان
grate
رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن
burner
چراغ خوراک پزى یاگرم کن، آتشخان
brazier
منقل آتش، برنج سازى