اتصال
#۱٬۸۲۴
coitus
اتصال، مقاربت جنسى، جماع
linkage
اتصال، وسیله ارتباط، حلقه هاى زنجیر، رابطه، پیوند، به هم پیوستگى واژه هاى شامل
juncture
اتصال، الحاق، پیوستگى، مفصل، درزگاه، ربط
connectivity
اتصال
incorporation
اتصال، الحاق، یکى سازى ترکیب، یکى شدنى، پیوستگى، تلفیق، اتحاد، ادخال، جا دادن، ایجاد شخصیت حقوقى براى شرکت
contact
تماس، اتصال، تماس یافتن، تماسى، برخورد، محل اتصال، تماس گرفتن
abutment
کنار، طرف، مرز، حد، (در پل سازى) نیم پایه، پایه جناحى، پشت بند دیوار، بست دیوار، نزدیکى، مجاورت، اتصال
junction
پیوندگاه، انشعاب، نقطه اتصال، اتصال، برخوردگاه
connector
بست، اتصال، رابط، متصل کننده
connexion
(connection =) ـ ارتباط، اتصال
connection
(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى
continuity
پیوستگى، اتصال، استمرار، تسلسل، دوام
conjunction
عطف، ترکیب عطفى، پیوستگى، اتصال، اقتران، حرف ربط، حرف عطف
conjuncture
اقتران، اتصال، ملاقات تصادفى
interconnection
بستگى، اتصال، اتصالى داخلى
coupling
زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن