فرهنگ آریانپور
اتشگیر
#۱٬۸۰۴
inflammable
آتشگیر، شعله ور، التهاب پذیر، تند
piceous
قیروار، قیردار، زفت دار، قابل اشتعال، آتشگیر
flammable
قابل اشتعال، قابل سوختن، آتشگیر
fulminant
(fulminating =) ـ آتشگیر، محترق شونده، غرش کننده
tinderbox
فنک، قولان، جاى گیرانه
fulminating
(م.ک.) رعد و برق زدن، غریدن، منفجر شدن، محترق شدن، با تهدید سخن گفتن، داد و بیداد راه انداختن، اعتراض کردن