فرهنگ آریان‌پور

اتش‌ گرفتن

#۱٬۷۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ignite

آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن

۲

burn

(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) ـ سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتش شهوت سوختن، اثر سوختگى

۳

guts

روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن

۴

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۵

kindle

روشن شدن، گرفتن، برافروختن