فرهنگ آریان‌پور

اتشی‌ کردن

#۱٬۸۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

infuriate

آتشى کردن، بسیار خشمگین کردن

۲

irritate

عصبانى کردن، برانگیختن، خشمگین کردن، خراش دادن، سوزش دادن، آزردن، رنجاندن

۳

exasperate

خشمگین کردن، از جا در بردن، اوقات تلخى کردن کردن، برانگیختن، بدتر کردن، تشدید کردن، خشمگین