فرهنگ آریانپور
اتشین
#۱٬۸۲۰
fiery
آتشین، آتشبار، آتشى مزاج
hot
گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن
igneous
آذرین، آتشین، آتش دار، آتش فشانى، محترقه احساسات
empyreal
آسمانى، عرشى، آتشین، علوى
torrid
حاره، زیاد گرم، حاد، سوزاننده، سوزان، محترق، بسیار مشتاق
ardent
گرم، سوزان، تند و تیز
flaming
شعله ور، زباه کش
intense
زیاد، سخت، شدید، قوى، مشتاقانه
vehement
(vehemently =) ـ تند، شدید، با حرارت زیاد، غضبناک
vehemently
(vehemently =) ـ تند، شدید، با حرارت زیاد، غضبناک