فرهنگ آریانپور
اتش گرفتن
#۱٬۷۴۶
spunk
دلیرى، دل، جرات، چوب، آتشزنه، آتش گرفتن
ignite
آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن
enflame
(inflame =) ـ بر افروختن، به هیجان آوردن، (پزشکى) داراى آماس کردن، ملتهب کردن، آتش گرفتن، عصبانى و ناراحت کردن، متراکم کردن
inflame
بر افروختن، به هیجان آوردن، (پزشکى) داراى آماس کردن، ملتهب کردن، آتش گرفتن، عصبانى و ناراحت کردن، متراکم کردن
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى