فرهنگ آریانپور
اتشی
#۱٬۸۰۹
pyric
آتشى، مربوط به سوختن
passionate
آتشى مزاج، سودایى، احساساتى، شهوانى
hot
گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن hot خودمانی
furious
خشمناک، آتشى، عصبانى، متلاطم، متعصب
frantic
بى عقل، آتشى، عصبانى، از کوره در رفته
frenetic
(frantic , frenzied =) ـ آتشى، آشفته، عصبانى
ignescent
جرقه زن، محترقه، جرقه دار، آتشى
mad
دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن
quick
تند، چابک، فرز، چست، جلد، سریع، زنده
sultry
شرجى، خیلى گرم و مرطوب، سخت، داغ، خفه
het up
(در گویش، آمریکایى) بر افروخته، تحریک شده