فرهنگ آریانپور
اتشپاره
#۱٬۷۷۸
brand
داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن
chit
بچه، کودک، دخترک، توله حیوانات (مثل خرس)، یادداشت
goer
رونده، پا، قدم، عازم
ember
خاکه ذغال نیمسوز، اخگر، خاکستر گرم (بیشتر در جمع)
flare
روشنایى خیره کننده و نامنظم، زبانه کشى، شعله زنى، شعله، چراغ یا نشان دریایى، نمایش، خود نمایى، با شعله نامنظم سوختن، از جا در رفتن
pestiferous
طاعون آور، طاعون زده، فاسد کننده اخلاق دیگرى، مسرى، مضر، آزار دهنده، عفونى