واژههای فارسی←اتش نشانی - مامور -فرهنگ آریانپوراتش نشانی - مامور -#۱٬۷۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱firemanمامور آتش نشانى، سوخت انداز، سوخت گیر۲fireguardسپر جلو بخارى، مامور آتش نشانى۳firefighterمامور آتش نشانىواژههای نزدیک در الفبااتش بازی گردبادیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش بسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش بس - فرمان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش بس موقتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاتش بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر