واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ی←یکگروه الفباییواژههای «یک…»صفحه ۷ از ۸ · ۹۰۱ واژهیکدیگر بامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکدیگر بنوبت جلو زدن - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکدیگر متکی بودن - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکراستمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکراستاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکراههمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکرشته تزیینات موجی ساختمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکرنگمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکرنگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکرنگی - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکروزمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکروزهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکروزه - حشره -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکریختیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکریزمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکزوج برگچهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسال تماممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسال زیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسالهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکساله ادممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسانمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسان - غیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکسان بینمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسان رخت پوشمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسان فرض کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسان کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسان کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسان کردن - خاک -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکسانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسرمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسره در مورد ترن و اتوبوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسومعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسو - جریان -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکسو سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسو قرار دادن - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکسو کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسو کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسو کننده سیلیسیمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسو کننده ی سلنیومیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسوسازمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسویگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکسویهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکشنبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکشنبه بزرگداشت کشته شدگان جنگمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکشنبه بعد از عید - اولین -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکشنبه پیش از عید پاکمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکشنبه تثلیثمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکشنبه را گذراندنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکصد سالهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکصد گرممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکصدممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکصدم لیترمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکصدمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکصدمین سالمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکطرفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکطرفه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکطرفه نشان دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکم - استوار -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکم - ستوان -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکم - سرباز -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکم - ناوبان -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکم نیروی دریایی - ناوبان -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکماههمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکمرتبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکمنی - رطل -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکمین حرف الفبای - بیست -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکنفرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنفره - اواز -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکنفریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنوامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواختمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواخت - سخن -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواخت - صدای -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواخت سخن گفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواخت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواخت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواخت و خسته کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواختیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکنواختی و ملال انگیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکور شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکوری - زین -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه تازمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه خوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه خوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه خوردن از ترسمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه خوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه زدن بهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه و تنهامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه و تنها رها کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکه وارد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکهزارتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکهومعنی و ترجمه انگلیسی ←یکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی - ان -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی - دست -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از ارواح حافظ - نام -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از استان های چهار گانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایرمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از افسران عالیرتبه ی اتن قدیممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از اقوام المانی قدیممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از الحان سرود کلیسایی که حد فاصل بین اهنگ طبیعی صدا و اوج صدا استمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از انشعابات فرعی نای یا قصبه الریهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از انواع بومی های جنوب افریقا که اندامی کوتاه و رنگ قهوه ای مایل به زرد دارندمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از ایام هفته کلیسای کاتولیک و کلیسای انگلیسمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از بازیکنان بالماسکه و کارناوال که غالباً دارای ماسک منقاردار استمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از پنج قلوهامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از تقسیمات اولیه ناحیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از چهار کتابی که تاریخچه زندگی عیسی را شرح دادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از چهار نسخهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از حروف الفبامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از خدایان یونان قدیممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از خطوط زوایا یا دوره های کج و معوج گلدوزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از دو پایه غشاء نازک تخمدان گیاهانمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۷ / ۸صفحه بعد ←