فرهنگ آریانپور
یکهو
#۲۱۹٬۵۹۸
enmasse
یک دفعه، یک مرتبه، یکهو، کلاً، به طور کلى
bang
بستن، محکم زدن، چترى بریدن (گیسو) ـ صداى بلند یا محکم، چتر زلف
sudden
ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع
suddenly
ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع sudden