فرهنگ آریان‌پور

یکهو

#۲۱۹٬۵۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

enmasse

یک دفعه، یک مرتبه، یکهو، کلاً، به طور کلى

۲

bang

بستن، محکم زدن، چترى بریدن (گیسو) ـ صداى بلند یا محکم، چتر زلف

۳

sudden

ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع

۴

suddenly

ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع sudden