فرهنگ آریان‌پور

یکمرتبه

#۲۱۹٬۵۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

once

یکمرتبه، یکبار دیگر، فقط یکبار، یک وقتى، سابقا

۲

ensemble

یکمرتبه، مجموع، اثر کلى، به طور جمعى، دسته جمعى

۳

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن

۴

ond shot

یکجا، یکمرتبه، به یک حمله، در یک حمله

۵

holus bolus

یکجا، یکمرتبه