فرهنگ آریان‌پور

یکسر

#۲۱۹٬۵۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۲

smack

ماچ، صداى سیلى یا شلاق، مزه، طعم، چشیدن مختصر، با صدا غذا خوردن، ماچ صدادار کردن، مزه مخصوصى داشتن، کف دستى زدن، کتک زدن، کاملاً، یکراست

۳

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر through onesided

۴

straight

راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست

۵

unbroken

(unbroke =) ـ رام نشده، سوقان گیرى نشده، مسلسل، ناشکسته

۶

broadside

توپهایى که در یک سوى کشتى آراسته شده، سطح پهن هر چیزى، با یک شلیک

۷

downright

صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده