واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ی←یکگروه الفباییواژههای «یک…»صفحه ۸ از ۸ · ۹۰۱ واژهیکی از دو خط کجمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ گیاهی را تشکیل می دهندمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از دو قلو های به هم چسبیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از دوازده قسمتمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از دوتامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از دوهسته کوچکتر مرکزی مژه داران که رویش جانور را تحت کنترل داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از ذرات ظریف یخ که در هوای سرد و شفاف به طور شناور یافت می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از روسای کوهستانی - نوکر -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از زوائد دهانی بند پایانمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از زوایای رئوس مثلثی شکل سردر عمارتمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از سلاطین اسرائیل - نام -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از سلول های سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از سه زمامدار روم قدیممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از سه زنی که مو های سرشان مار بوده و هر کس بدانها نگاه می کردسنگ می شدمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از سه صندلی محراب یا صدر کلیسامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از سه عضله سرینی که برای حرکت دادن ران به کار می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از شکم پایان هوازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از شیارهای سنگتراشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از علائم تکیه در موسیقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از فرزندان پریاممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از فرقه های سیاسی و مذهبی اسلاممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از قبایل سرخ پوست امریکامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از کارکنان کشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از کتب عهد - نام -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از مراحل تقسیممعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از مشتقات نفتالینمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از مهره های بازی دومینومعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از هفت عضو دفتر اسناد پاپمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی از همانمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی انگاشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی بدومعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی بدو کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی به اخر ماندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی به دومعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی به دو کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی پنداشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی در میانمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی در میان کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی در میان یا به شکل ضرب در بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی دیگر - ان -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی سازندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی سازی ترکیبمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی شدن - دوباره -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی شدن - هم -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی شدن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی شدن دو یا چند شرکتمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی شدنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی کمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی و ان یکی - این -معنی و ترجمه انگلیسی ←یکی یا دیگریمعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی یا هر دومعنی و ترجمه انگلیسی ←یکی یکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۸ / ۸صفحه بعد