فرهنگ آریان‌پور

یکسان

#۲۱۹٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

same

یکسان، یکنواخت، همان چیز، همان، همان کار، همان جور، به همان اندازه

۲

ioentical

یکسان

۳

akin

وابسته، یکسان

۴

alike

همانند، مانندهم، شبیه، یکسان، یک جور، بتساوى

۵

equal

برابر، مساوى، هم اندازه، هم پایه، همرتبه، شبیه، یکسان، همانند، همگن برابر شدن با، مساوى بودن، هم تراز کردن

۶

identic

مساوى، عیناً، همان، منطبق با، یکسان

۷

identical

یکى، همان، یک جور، یکسان، برابر

۸

invariant

غیر متنوع، یکسان، ثابت، نامتغیر، تغییرناپذیر

۹

similarly

همین طور، به همین نحو، به طور متشابه، یکسان

۱۰

horizontal

افقى، ترازى، سطح افقى

۱۱

indifferent

خونسرد، لاقید، بیطرف، بى تمایل، جزیى، بى اثر، ناچیز، نه چندان خوب