فرهنگ آریان‌پور

یکه

#۲۱۹٬۵۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

monad

یکه، واحد، ذره بسیط که نیروى ترکیبى یک هیدروژن است، اتم، تک، جوهر الهى

۲

jolt

تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن، تکان، تلق تلق، ضربت، یکه

۳

lone

تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد

۴

unit

واحد، میزان، یگان، شمار، یک دستگاه، فرد، نفر، عدد فردى، یکه

۵

univalent

یک ارزشى، یکه، واحد، داراى یک ظرفیت، یک بنیانى

۶

jar

بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن

۷

jump

جستن، پریدن، خیز زدن، جور درآمدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن، پرش، جهش، افزایش ناگهانى، ترقى، جهش جهیدن

۸

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۹

start

شروع، آغاز، آغازیدن، دایر کردن، عازم شدن، شروع کردن، عزیمت کردن، از جا پریدن، رم کردن، مبداء، مقدمه، ابتدا، فرصت، فرجه

۱۰

unity

یگانگى، پیوستگى، وحدت، شرکت، اشتراک، شماره یک، واحد wince wrench

۱۱

single

واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى

۱۲

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن