گروه الفبایی

واژه‌های «جل…»

صفحه ۲ از ۴ · ۴۳۶ واژه

جلسه - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه‌ احضار ارواحمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه احضار ارواح و غیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه‌ ارتباط با مردگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه بحث و تحقیق در اطراف موضوعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه بحث و سخنرانی‌ غیر رسمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه تشکیل دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه‌ خودمانی مردانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه دادرسی مجددمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه دادگاه - تجدید -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه دادن - تشکیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه درسمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه دوستانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه را بعهده داشتن - ریاست -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه را ختم‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه رسیدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه روحانی - اعضای -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه روحانیان کلیسامعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه عمومی دانشجویانمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه غیر رسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه‌ غیررسمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه فوق العادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه‌ کشیشان محلمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه‌ گفت و شنودمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه محاورهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه محاوره و مرورمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه مخصوصمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه مذهبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه مشروبخواریمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه مشورت در باره مسابقهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه نوشتن - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه و شورا یا - تشکیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلسه یا مهمانی مردانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلفمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلف - جوان -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلف - خودساز -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلف - زن -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلف ادممعنی و ترجمه انگلیسی ←جلف بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلف و خود ساز ادممعنی و ترجمه انگلیسی ←جلف و خود نمامعنی و ترجمه انگلیسی ←جلف و زنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلفیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلفی اراستن - از روی -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلقمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلق زدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلق زنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلگهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلگه رودخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلگه سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلگه سبزمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلگه مایل یا اریبمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلگه وسیع بی درختمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلگه های پهناور - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←جلگه های پهناور امریکای جنوبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلنگ جلنگ صدا کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلنگ صدا کردن - جلنگ -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلومعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - بال -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - باله -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - پاچه -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - پای -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - صف -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - عضو -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو (2)معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو اتومبیل - شیشه -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو ارواره زیرین مهره - استخوان -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو افتادگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو افتادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو افتادن - درمانور -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو افتادن ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو افتادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدگی تخم چشممعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدگی حنجره در جلو گردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدگی لبهامعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدگی یا اهرمی که به وسیله چیز دیگری به حرکت ایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدگی یا عقب رفتگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امده - زمین -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امده بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو امده صحنه نمایش - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو انداختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو انداختن وقت چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو اندازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو اوردن وقت چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو باد کشتی - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو بالکن در سالن تئاترمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو بخاری - سپر -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو بردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو بردن - زور -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو برگمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو بودن‌ از همهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو بهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو پنجرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو پیراهنی مردانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو پیشرفت چیزی را گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو پیشرفت دشمن را گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو تیراندازی کردن - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو چیزی را گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو چیزی قرار دادن - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو حرکت دکل و غیره را گرفتن با پیچیدن دور دیرکمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو حرکت طناب و غیره را گرفتن با پیچیدن دور دیرکمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو حیوان - پای -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو خانمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو خروج را گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو خم شده - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو خونریزی را گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←جلو خیش - تیغه -معنی و ترجمه انگلیسی ←جلو دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←