فرهنگ آریانپور
جلو امدن
#۶۷٬۲۹۵
protend
امتداد یافتن، بسط داشتن، جلو آمدن
stick out
اصرار کردن، پیش آمدگى داشتن، جلو آمدن، متحمل شدن
overhang
(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما