واژههای فارسی←جلو امدگی یا اهرمی که به وسیله چیز دیگری به حرکت ایدفرهنگ آریانپورجلو امدگی یا اهرمی که به وسیله چیز دیگری به حرکت اید#۶۷٬۲۹۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱tappetجلو آمدگى یا اهرمى که به وسیله چیز دیگرى به حرکت آیدواژههای نزدیک در الفباجلف و زنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلفی اراستن - از روی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلق زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلق زنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر