فرهنگ آریان‌پور

جلو پیشرفت دشمن را گرفتن

#۶۷٬۳۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى