فرهنگ آریان‌پور

جلف

#۶۷٬۲۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

foppish

جلف، خود نما

۲

racy

داراى طعم اصلى، داراى صفات اصلى و نژادى، تند، با مزه، با روح، با نشاط، مهیج، جلف

۳

rank

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف

۴

gaudy

زرق و برق دار، نمایش دار، پر زرق و برق، جلف، لوس، روزشادى عامیانه‌ cutesie ارزان‌ قیمت‌ و بدساخت‌ و دارای‌ زرق‌ و برق‌

۵

tawdry

زرق و برق دار، جلف، مزخرف

۶

sporty

ورزشى، ورزشکارانه، جلف

۷

jaunty

خود نما، خود ساز، جلف، مغرور، گستاخ، لاقید، زرنگ

۸

jackanapes

(ک.) میمون، بوزینه، جلف، آدم خودساز

۹

loud

با صداى بلند، بلند آوا، پر صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پرجلوه، رسا، مشهور

۱۰

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۱۱

flashy

درخشانى، نمایشى، زرق و برقى

۱۲

frilly

داراى زوائد و تزیینات

۱۳

baroque

غریب، آرایش عجیب و غریب، بى تناسب، وابسته به سبک معمارى در قرن هیجدهم، سبک بى قاعده و ناموزون موسیقى