فرهنگ آریان‌پور

جلو - به -

#۶۷٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

on

وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج

۲

onward

به سوى جلو، به پیش، به جلو

۳

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۴

head way

به جلو، پیشرفت، بلندى طاق، سرعت، پیشروى