فرهنگ آریان‌پور

جلو بودن

#۶۷٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۲

anticipate

پیش بینى کردن، انتظار داشتن، پیشدستى کردن، جلو انداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر