فرهنگ آریان‌پور

جلگه

#۶۷٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۲

plain

پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن

۳

campaign

زمین مسطح، جلگه، یک رشته عملیات جنگى، لشکرکشى، مبارزه انتخاباتى، مسافرت درداخل کشور

۴

champaign

زمین مرتفع، دشت، جلگه، صحرا، وسیع، میدان جنگ

۵

pedogenesis

مبحث پیدایش جلگه، جلگه سازى، دشت، جلگه