واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ب←برگروه الفباییواژههای «بر…»صفحه ۲۲ از ۲۳ · ۲٬۷۴۳ واژهبرونگرامعنی و ترجمه انگلیسی ←برونگرا شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برونگراییمعنی و ترجمه انگلیسی ←برونهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برونه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برونی - رویداد -معنی و ترجمه انگلیسی ←برونی - رویش -معنی و ترجمه انگلیسی ←برونینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بره - نوزاده -معنی و ترجمه انگلیسی ←بره دست اموزمعنی و ترجمه انگلیسی ←بره زائیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بره یا گوساله و یا حیو انپرواریمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهان - دلیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهان - متضمن -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهان اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهان اوردن - دلیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهان اوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهان پذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهان تراشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهان خلفمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهان ذوالحدینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهان نماییمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهممعنی و ترجمه انگلیسی ←برهم بستگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهم بستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهم زدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهم کنشمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهم کنش ورمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهم کنشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمامعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمایی - فقیه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهمبستگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمبسته بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمبسته کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمکنشمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمکنش - نقطه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهمنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهمه چیز - توانا -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهمی - درهم -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهمی - درهم -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهمی کثافت - درهم -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنگی - طرفدار -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنگی گرایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنگی نمامعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه - بذر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه - تخم -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه - رقاصه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه - سواراسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه - فیلسوف -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه - هاگ -معنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه خوشحالمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه سازی تدریجی در کابارهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه سازی و جستجوی بدنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه کردن کون خود و چرخاندن ان به طرف کسی برای توهینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه کردن کون خود و چرخاندن ان به طرف کسی برای شوخیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه کردن و جستجوی بدنی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه گرامعنی و ترجمه انگلیسی ←برهنه گراییمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهوتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برههمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهه زمانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهیختمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهیختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برهیختن و قال کردن - متخصص -معنی و ترجمه انگلیسی ←بریمعنی و ترجمه انگلیسی ←بری - ارث -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - برون -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - بری -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - جیب -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - درون -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - زیتون -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - زیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - سنگ -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - غده -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - فرو -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - میراث -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - نیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - هوش -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری - یک -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری از اتهاممعنی و ترجمه انگلیسی ←بری از خطامعنی و ترجمه انگلیسی ←بری از سوء ظنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بری الذمه شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بری الذمه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بری الذمه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بری بریمعنی و ترجمه انگلیسی ←بری صغیر - اس -معنی و ترجمه انگلیسی ←بری کردن - جیب -معنی و ترجمه انگلیسی ←بریانمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریان شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریان کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریان کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریانتینمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریانی گوشت و سیب زمینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریتانیامعنی و ترجمه انگلیسی ←بریتانیا اهلمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریتانیای کبیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریتانیای کبیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریتانیاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریتانیایی - هند -معنی و ترجمه انگلیسی ←بریتلمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریجمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریجنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزشمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریدگی ایجاد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریدگی ایجاد کردن در سطح چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بریدگی دراز و راستمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۲۲ / ۲۳صفحه بعد ←