واژههای فارسی←بری - فرو -فرهنگ آریانپوربری - فرو -#۲۹٬۳۰۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ingestionدر هنج، در هنگ، قورت دادن، داخل معده کردن، فرو برىواژههای نزدیک در الفبابری - جیب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبری - درون -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبری - زیتون -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبری - زیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبری - سنگ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبری - غده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر