فرهنگ آریان‌پور

برونی

#۲۹٬۲۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى

۲

objective

مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور

۳

exogenous

(گیاه شناسى) برونى، برون روینده، دولپه، پیدازا، برون زاد

۴

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۵

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى

۶

outer

بیرونى

۷

exterior

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى

۸

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۹

extraneous

خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى

۱۰

peripheral

پیرامونى، دوره اى، وابسته به محیط، (مجازى) خارجى، ثانوى، جنبى

۱۱

superficial

صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى