فرهنگ آریان‌پور

بری کردن - جیب -

#۲۹٬۳۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

foist

جا زدن، چیزى را به جاى دیگرى جا زدن، جیب برى کردن، بقالب زدن (چیز تقلبى)

۲

purse

کیسه، جیب، کیسه پول، کیف پول، پول، دارایى، وجوهات خزانه، غنچه کردن، جمع کردن، پول دزدیدن، جیب برى کردن