فرهنگ آریان‌پور

برونه

#۲۹٬۲۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

husk

پوست، سبوس، غلاف یا کاسه گل، حقه گل، بى سبوس کردن، بى پوشش کردن

۲

look

نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن

۳

cortex

پوست، قشر، لایه رویى، روپوش، پوسته

۴

casing

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case

۵

surface

رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، ظاهرى، سطحى، جلا دادن، تسطیح کردن، بالا آمدن (به سطح آب) ـ

۶

exterior

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى

۷

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۸

periphery

جنب، پیرامون، (هندسه) پیرامون، دوره، محیط، حدود