فرهنگ آریانپور
برونه
#۲۹٬۲۸۹
husk
پوست، سبوس، غلاف یا کاسه گل، حقه گل، بى سبوس کردن، بى پوشش کردن
look
نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن
cortex
پوست، قشر، لایه رویى، روپوش، پوسته
casing
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case
surface
رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، ظاهرى، سطحى، جلا دادن، تسطیح کردن، بالا آمدن (به سطح آب) ـ
exterior
بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى
external
خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى
periphery
جنب، پیرامون، (هندسه) پیرامون، دوره، محیط، حدود